چهار آخشیج
حفظ محیط زیست وسواس ایرانیان زرتشتی در پاک نگاه داشتن آب ، خاک ، هوا و آتش ، زبانزد یونانیان بوده است . هردوت و گزنفون درباره آن قلم فرسایی کرده و نوشته اند که ایرانیان هیچ چیز آلوده و کثیفی را در آب نمی ریزند و در پاک نگاه داشتن خاک و زمین مراقبت می کنند . در دین زرتشت ، هر آنچه که داده خداست ، پاک و دوست داشتنی است. تفاوت زیادی است میان دین هایی که ماده و تن را شیتانی می دانند و زرتشتیان که آنها را بخشش خدایی و در خور حمایت می شمردند . انسان نباید ماده را در راه نادرست به کار گیرد.
صفحات وبلاگ
نویسنده: درمهر - ۱۳٩٠/٧/۱٦


 

 

شیوه های جلو گیری از آلودگی محیط زیست

 

 

چه خوب است اگر به جملۀ : نظافت جزء ایمان است،  با دقت وتعمق فکر کنیم.آری این پاکی است که انسانرا از سایر حیوانات متمایز گردانیده است. پاکی جزء جدا ناپذیر ایمان واکمال کنندۀ آن میباشد. یکی از فرایض خارجی نماز استادن درمکان پاک وتمیز میباشد. پاکی ضامن تندرستی و نشاط روح آدمی است.پاک زیستن وپاک خوردن وخوابیدن بهترین رفتار انسان با فرهنگ وصاحب خرد میباشد. نظافت سنت پسندیده وبرحق پیامبر اسلام ودیگر پیغمبران است.

 

محیط زیست وحفاظت آن:

بصورت بسیارساده و فشرده میتوان گفت که محیط زیست عبارت از جائیست که محل زندگی یک انسان را میسازد و حفاظت از محیط زیست دربرگیرنده پاکی وسرسبزنگهداشتن آن محل میباشد بناء دواصل درمحیط زیست تعیین کننده اند:

اصل اول – پاک نگهداشتن  محل زندگی .

اصل دوم – سرسبز نگهداشتن آن لذا محل زندگی ( محیط زیست) باید پاک باشد وسرسبز.

 

اصل اول:

پاکی ونظافت منشاء فردی و خانوادگی دارد وخانواده منحیث یک حجره ، قریه – جهاز و ولایت – سیستم اما کشور – موجود کامل را تشکیل میدهد. همانطوری که حجره واحد ساختمانی ووظیفوی میباشد، خانواده نیز واحد تشکیل دهنده اجتماع ومملکت بحساب می آید. محتویات حجره را پروتوپلازم اما محتویات خانواده را اعضای آن از قبیل اطفال، پدر ومادر واعضای دیگر خانواده میسازند.

با بسا تاسف و جگرخونی یادآوری میشود اینکه در افغانستان هرکس بهر کاری که درست نبوده ودور از تربیه وآداب معاشرت باشد، دست زده واگر ازش پرسیده شود که چرا این جنین میکند گوید که دولت ملامت است ، شاروالی ملزم میباشد، پولیس وظیفه شناس نیست،عدالت نیست ، دولت نیست ، ولایت چنین است، فلان کس ملامت است وغیره وغیره  اما بهیچ کس وجدانش اجازه نمیدهد که بگوید خود چکاره است.مثلا دکاندار همینکه اموال تازه واردرا دردکان خویش جابجا کرد ، کارتن ها وخریطه ها و دگر زباله هارا پیشروی دکان خویش ودرپیشروی عبورگاه مردم بدور می اندازد تا همه از بالای آنها تیروبیر شوند ولی اگر ازو بپرسید که بزرگوار وعزتمند محترم چرا این چیزهارا دم راه رفت وآمد مردم می اندازی وپیشروی دکان خودرا چتل میکنی گوید که شاروالی وطیفه داردتا نفر های خودرا توظیف کند که اینهارا از پیشروی دکانم پاک کنند، ازچه خواطر از ما صفائی جمع میکند؟

 هرگاه از کسی که درکنار دریا رفع حاجت نماید، بپرسید که اینجا رفع حاجت کردن خوب نیست گوید که شاروالی ملامت میباشد چرا که در شهر خاک انداز درست نکرده است واگر از شاگرد مکتبی که  خاک انداز دارد پرسیده شود که چرا بداخل سوراخ خاک انداز مواد مدفوع خودرا دفع نمیکند ، درجواب گوید که خاک انداز طوریکه او میخواهد، ساخته نشده است. درضمن باز اگر از شاگردان سوال گردد که چرا روی دروازه تشناب ها جملات غیر اخلاقی و دور از حیثیت انسانی نوشته میشود گویند که اداره مکتب، شاروالی، فلان شاگردان فلان صنف ودولت ملامت میباشند . اگر یک رهگذریکه بسکوت یا آب میوه را خورده وپاکت ویا پوش آنرا درکنار سرک وبین راه می اندازد پرسیده شود که چرا این کاررا میکند گوید که وظیفه پیاده شاروالی خیر چیست؟ آنها باید بیایند واینهارا جمع کنند. یا گوید : اختیارم کرده وکارم. خلاصه هر کار که شود شاروالی ملامت است یا دولت ویا هم فلان کس اما هیچ وجدانی وجود ندارد که خودرا نیز ملزم بداند.

گفتار شهرداری: بیائید که از شاروالی بشنویم که چه میگوید؟ شاروالی میگوید که بهترین تشناب هارا در طرف غرب معاینه خانه الحاج داکتر محمود اعمار کرده است ولی داخل آن تشناب ها از هرجای دیگر کثیف تر میباشد.درمقابل تشناب ها هوتلی است که داخل آن جز عفونت این تشناب ها چیز دیگری بمشام نمیرسد.شاروالی نیز اضافه میکند که از موسسات مختلف استمداد جسته است تا لترین های خوب درشهر بسازند وچنین کردند اما ازفردای آن تمام دروازه ها بغارت برده شده است ونل های آنها بتاراج رفته که دیگر جرئت کس نمیشود تا دست به ساختن لترین بزند.بناء ملامت پولیس میباشد که جلو دزدی را نمیگیرد.

اظهار پولیس: هرگاه ازپولیس خواسته شود که مردم داخل شهررا تنبیه نماید تا درکنار دریا و بین بازار وبه پای دیوارها رفع حاجت نکنند درجواب میگوید که وظیفه او نگهداری امنیت میباشد واین کاررا باید والدین وادارات مکاتب بعهده بگیرند تا مردم وشاگردان را از طریق تربیه سالم در امور زندگی ایشان بفهمانند ورنه پولیس این امکان را ندارد تا بهر نفر یک پولیس بادیگارد توظیف سازد که اورا اجازه ندهد تا بکنار دریا یا پای دیوارهای دکانها وادارات رفع ضرورت نماید.

شیوۀ قضاوت: پس بیائید تاقضاوت نمانیم که مشکل درکجا است و از کجا باید اصلاحات بمیان آید؟              همه ما از نشستن درکناردریا، پای دیوارها، چتل ساختن تشناب های ادارات ومکاتب ومحیط اطراف خویش رنج می بریم ومورد پسند نمیدانیم یعنی اینکه  مشکل را خوب میدانیم ولی مسئولیت اداره وجلوگیری را گم کرده ایم وفقط با انداختن بار ملامتی بدوش دیگری خودرا برائت میدهیم وبس.

چه چیز باعث آلودگی فضای محیط زندگی میشود؟

هرچیزی که از وجود انسانان، حیوانات وماشین آلات  خارج میشود، محیط را ناپاک میسازد. یقینا مواد فاضله انسانان، پوش های خوراکه های مختلف، وبصورت کل سپاه امپراطوری چتلستان باعث ناپاکی وآلودگی محیط میشوند.

خانواده: اگر بطور بیطرفانه وبی آلایشانه قضاوت گردد،هرکسی که آلودگی راسبب میگردد، خود مسئول برطرف کردن آنست.

پاکی محیط زندگی از خانواده شروع میشود. این خانواده است که باید درحصه نظافت فوق العاده کوشا باشد ، بعد از خوردن غذاها، پاکت ها وخریطه هارا بجای معین بیندازند نه درهرجا وهرمکان. بهتر خواهد بود اگر درداخل ودریک کنج حویلی دو حلقه چاه  کنده شده دریکی بقایای سبزی ها ودردیگری بقایای خوراکه ها مثل استخوان، قطی های کانسرو وامثالهم را بیندازند تاباعث جلوگیری کامل از چتلی گردند(بهتر است قطی های آهنی کنسرو ومثل آنها به آنانی که آهن میخرند، فروخته شوند).

 ازاینجا میتوان استنباط کرد که ابتدا باید از تربیت خانوادگی شروع کرد.  مادرراست تا از همان آوان طفولیت اطفال خودرا در تشناب ببرد و طریق رفع ضرورت را درتشناب برای ایشان یاد بدهد ، پدرهمینکه به اطفال خود چاکلیت، بسکوت، کک وغیره موادو چیزهارا درخانه می آوردو بعد ازاینکه اطفال آنهارا میخورند، پوش های آنهارا جمع کرده به سوزانند ویا درچاه کنج حویلی دفن کنند واین فرهنگ را بالای اولاد خویش منظم وبدون خستگی وبا حوصله مندی تطبیق نمایند. هرزمانیکه از بازار موادخریداری وبخانه آورده میشود، خریطه های پلاستیکی ودیگر کارتنها نیز بعین شیوه وطریق از داخل وکنار اطاق های نشیمن وحویلی یکطرفه شوند.

 به نظرم این کار بحال حفظ محیط زیست خانه و اطرافش بی نهایت کمک خواهد کرد بدون اینکه دیگری را ملامت بدانیم.

 رئیس خانه باید با زبان نرم ومحبانه تمام اعضای خانواده را با رویش ادبی سالم رهنمائی و تربیت نماید. اوووالدین وظیفه دارند تااولاد خودرا ازهمان آوان طفلی به پاک نگهداشتن محوطه خانه دقیقا آشنا بسازند.ازقبیل  اینکه درکجا باید رفع حاجت کنند، چه موقع دست بشویند وحمام کنند، هفته چند بار کالا تبدیل نمایند، بقایای سبزیها ومواد خوراکی پس مانده رادرکجا بیرون اندازند وغیره.

گذشته از اینها ما تنها درمحوطه خانه محدود نمیباشیم بلکه باید از آن برآمده تا محلات معینی پشت هیزم، مکتب، کشت وکار، آبیاری ، مالچرانی ، بازار وغیره برویم که این ساحات نیز بجمع محیط زیست ما شامل میشوند. پس همه اعضای خانواده کاملا درنظر داشته باشند تا در جریان رفت وآمد ، این ساحات را نیز پاک نگهدارند وآن اینکه گیاهان مثل پوش های بسکوت، چاکلیت، خریطه های نیلون وغیره اشیای که سبب آلودگی و چتلی میشود نیندازند تا مسیر رفت وآمد وزمین های زیر گردش خودرا پاکیزه ومنزه نگهدارند. تمام این کارها فقط وابسته به افراد و اعضای خانواده میباشد وبس.

 بعد ازآن سروکار این اعضا به محیط آموزش و کارآنان تعلق میگیرد.

محیط آموزش: مکتب دومین محل پرورش شخصیت را تشکیل میدهد. چه میشود اگرهمینکه اطفال وارد محیط مکتب گردیده وثبت نام میشوند، اداره مکتب خودرادرتربیه ایشان دلسوز بداند؟ این کار مشکل نخواهد بود اگر معلمین نگران، شاگردان صنف خودرا به لترین ها برده طریق استفاده ازآن را برای ایشان یاد بدهند ودر ضمن منحیث اخلاق هرروز ویا هر هفته یاد آوری نمایند که شاگردان جملات خارج از چوکات انسانیت را روی دروازه ها ودیوارها ننویسند واز وضع لترین ها مراقب باشند وازهمان آوان ابتدا به ذهن شان تلقین کنند که این کارها دور از شان آدمی میباشد.

 یقینا این گونه تادیب ها ذهن نشین اطفال گردیده تا تمام عمر منحیث درس های فراموش ناشدۀ زندگی همراه ایشان باقی خواهد ماند. 

محیط کار: نیز جزئی از محیط زندگی است. محیط کار جائی است که فرد درآنجا کار مینماید تا عاید بدست آورد. مثل دفتر کار، آموزشگاه، مزرعه، ییلاق، دکان وامثالهم ویا اینکه درآنجا به عبادت می پردازد مانند مساجد و عبادتگاه ها. درتمام اینها فرد باید نظافت را مدنظر داشته باشد واز ناپاک ساختن و کثیف نمودن آنها جدا به پرهیزد. چنین نشود که هر زباله و چیز نا خواستی را درهرجا که میلش باشد ، بیندازد. امروز بدترین اشیای چتل سازنده محیط را پاکت های آب میوه، بسکوت، خریطه های نیلونی، قطی های نوشابه ها ودیگر افراد سپاه امپراطوری چتلستان تشکیل میدهند که  نباید غیر از جاهای معین ، بدیگر جاها انداخته شوند. جاهای معین اینهارا بیرل های پیشروی دکاکین وچاه های داخل حویلی ها ومحلات که از طرف شهرداری ها باید تعیین وبمردم ابلاغ کرده شوند، تشکیل میدهند.

شهر وطرق صفاکاری: . اگر دکانداران از شاروالی تقاضا کنند که به ایشان جائیرا تعیین کند که اشغال هارا درآنجا جمع وبعد ازآنجاها توسط شاروالی به جای مناسبی برده شود ویا از طریق حمام ها ومردمان تهیدست جمع گردیده در امور گرم ساختن منازل کار گرفته شوند شاید بمراتب بهتر ازاین باشد که بار ملامت را بدوش دیگری بیندازیم.

اگر کسی خواهان جواز کار هوتل داری میشود و شاروالی در مقرره اش تاکید نموده علاوه میکند که باید مسافرین خویش را درهنگام رفع ضرورت وطهارت صرفا به تشناب ها رهنمائی نماید و مراقب رفع ضرورت ایشان باشد، شاید موثریت و مفیدیت دور از انتظار بدست آید.در ضمن اگر یکی از مقرره های هوتل داری این باشد که هرهوتل دار توظیف است برای هوتل خود لترین مخصوص ساخته و صرف برای مسافرین خود اختصاص دهد خیلی فایده مند خواهد بود.

اگر دکاندار مواد خوراکی را به مشتریان فروخته وبه ایشان یادآور شود که بعد ازخوردن باید اضافاترا به بیرل مخصوص پیشروی دکانش بیندازند نه اینکه در روی سرک وپیاده روها، این کار مصرف بکارندارد ودور از توان وی نخواهد بود، شاید بالای فرهنگ پاک کاری موثر تمام شود.            

اگر تلویزیون ملی که وظیفه اخلاقی تربیتی مردم را دارد ازچنگال افراد انحصار گر بیرون آورده شده وروزانه نیم ساعت را صرف تبلیغ به خاطر رهنمائی مردم  اطراف که وارد شهر میشوند،اختصاص بدهد، کار بس نیکو خواهد بود.ازاین تلویزیونی که همیش اخباررا غلط وزمانی حین اخبار پارچه موسیقی غیر منتظره وگاهی هم تصویر زن هندی یا مبتذلی را بمردم می نمایاند چه سودی به مردم میرساند؟ تلویزیون باید زبان تربیت وتمثال اخلاق باشد نه بیانگر چهره های نامطلوب واشتهار سیمای افراد یک خانواده.

اگر هر انسان وظیفه خود بداند که اشتباه یک انسان دیگررابا ملایمت وتعقل برایش یاد آور شود شاید بمراتب بهتر از انداختن ملامتی بدوش یکدیگر باشد.

همچنان اگر میوه وسبزی فروشان شهر مواد فاضله را دریک چاه حفر گردیدۀ نزدیک خود بیندازند وبالای آنرا با خاک بپوشانند کار نیکی را انجام خواهند داد.

در آخرین کلام اگر هرکدام ما باتعقل وخردمندی اولتر از همه خودرا ملامت کنیم که چرا به آلودگی محیط دست میزنیم واصلاح را ازخود شروع کنیم بسیار خوب خواهد بود زیرا از انتقاد بالای دیگران و پوشیدن عیوب خویش بجائی رسیده نمیتوانیم وکاری ازدست مان بر نمی آید زیرا بگفته ضرب المثل معروف : اول به عیوب خود نگاه کنید وبعد به عیوب دیگران.یا اینکه اصلاح را باید از خود آغاز کرد. هر گاه این کارهارا با خودقبولدار شدیم بعد به مراحل سرسبز سازی گام برمیداریم زیرا تا چتلی حاکم باشد سرسبزی جای پا ندارد.

 

با عرض معذرت .

محمود بی پروا

هرات

درمهر
نزد زرتشتیان چهار آخشیج ِ (عنصر) باد و آب و آتش و خاک سپند و ارجمند است و بیشتر در اوستا از آنها سخن رفته و برخی از آنها نیز در اوستا دارای یشت ویژه ای هستند. هر زرتشتی وظیفه دارد در پاسداری و پاک نگاه داشتن و درست استفاده کردن از این عناصر طبیعی کوشا باشد، باد که برابر مفهوم هوا در زبان پارسی امروز است، یکی از چهار آخشیج و برای زندگی کاملا حیاتی است. آلودن هوا پیامد هایی جبران ناپذیر بر زندگی در کره زمین دارد. در گاه شمار زرتشتیان، روز بیست و دوم ماه به نام باد است. در آیین زرتشتی برای آفریدگان نیک و سودمند اهورامزدا، ایزد و موکل قائل هستند که ایزد باد در اوستا وایو نامیده شده است و در رام یشت ستوده می شود. آب ، نماد مادی خورداد امشاسپند است و پس از آتش، سپندترین آخشیج نزد زرتشتیان است. یشت پنجم که بلندترین و کهن ترین یشت هاست،" آبان یشت" نامیده می شود. روایت های گوناگون تاریخ نیز به تقدیس آب نزد ایرانیان باستان اشاره می کند از جمله که ایرانیان آب روان را نمی آلایند. ایزد موکل بر آب در اوستا (اردویسور آناهیته) نام دارد. دهمین روز از گاه شمار زرتشتی به نام آبان است. خاک یا زمین، در پناه چهارمین امشاسپند است. در اوستا «زامیاد یشت» در بزرگداشت این آفریده نیک اهورایی سروده شده است. خاک نیز مانند سه عنصر دیگر به خاطر سودمندی هایی که دارد، در آیین زرتشتی ستوده شده است. یکی از اسباب پیشرفت ایران کهن، ارجمند داشتن همین خاک بوده است. در ایران باستان، آبادانی، کشت و کار را، کارِ نیک (کرفه) می دانستند و کشاوزی را کاری پسندیده می شمردند و آن را به دیگر کارها برتری می دادند چنانکه در اوستا آمده است: «کسی که گندم می کارد به این می ماند که راستی می افشاند» در سراسر اوستا به آباد کردن زمین و گرامی داشتن خاک سفارش شده است. همه ایرانیان آنچه را که نیک و سودمند است می ستوده اند و زمین را که در سودبخشی سرآمد دیگر آفریدهای نیک اهورایی است، سپنته (مقدس) دانسته و نمی آلودند. و بیست و هشتمین روز از گاه شمار زرتشتی به نام زامیاد، به معنای زمین است. آتش ، به عنوان نماد مادی اردیبهشت امشاسپند در دین زرتشتی ارجمند به شمار می رود و همانند هر سه آخشیج دیگر مورد ارج و احترام زرتشتیان است. آتش به اعتبار ویژگی هایش جایگاه و پایگاه خاصی در میان زرتشتیان دارد. آتش از بین برنده ناپاکی ها است و خود پاک می ماند. آتش روشن کننده تاریکی ها و گرمابخش است. به روایت شاهنامه، آریاییان در زمان پیشدادیان، راه افروختن آتش را یافتند و شیوه مهار کردن آن را آموختند و از آن زمان، تحولی شگرف در چگونگی زندگی مردم پدید آمد و این رویداد بزرگ میهنی را جشن گرفتند که سده نامیده می شود. ایرانیان در زمان اشوزرتشت نیز آتش را به پیروی از سنت نیک نیاکانشان به درستی نگاه داشتند و بر پایه جهان بینی تازه ای که یافته بودند، به عنوان نشانی از فروغ بی آغاز و بی انجام آفرینش، همواره گرامی می داشتند و این دو انگیزه نیرومند یکی ملی و دیگری دینی، توانست آتشکده ها را همانند پرچمی مقدس تا امروز فروزان نگاه دارد. ایرانیان، خداوند را شیدان شید (نور همه نورها) و نورِ آتش را پرتوی از کل می دانند. بنابر این، زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود به هنگام نیایش، روشنایی را به عنوان پرستش سوی (قبله) خویش برگزیده اند تا از این راه بهتر بتوانند فروغ درونی خود را به اهورامزدا که نور همه نورها است، پیوند بزنند. ایزد آذر در اوستا به عنوان پرتو اهورامزدا خوانده شده و از این تعبیر بلند پایگی آتش بر ما آشکار می شود. نهمین روز از ماه زرتشتی به نام آذر است. نور و آتش در نزد همه مردم جهان ستوده شده و در همه دین های بزرگ نیز گرامی و ارجمند است.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com